-
تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 20:00
سلام نوشتنو همیشه دوست داشتم یادمه کم سن تر که بودم حتی دست به قلم میشدم و داستانم مینوشتم اینجا هم که دل نوشته روزانم بود چه ود بزرگ میشیم چه زود عمرمون میره چه زود قبلنا یادمون میره داشتم مطالبای قبلو میخوندم خوبی زندگی اینه روزای خوب و بد میرن مامان از ماه 4اینا تشخیص داده شد سرطان داره عمل و شی...
970211
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:10
دیروز بهت گفتم بریم اتلیه گفتی امروز میبریم امیدوارم بیای چون دیروز به خاطر این ک بهت گفتم سرکارم میزای ونمیای کلی قشقرق به پا کردی و به گریه نشوندی منو شب بیرون رفتن هم ک تازگی به کارات اضافه شده یعنی چی هر شب هرشب یکی از دوستات میان دم خونه [ سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ] [ 13:7 ] [ مریم ] [ ]
970213
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:10
دیدی فرداشم اومد ونیرمدی ،نه این ک نیای چهار ونیم خونه بودی باهم ناهار خوردیم و تو رفتی حموم اماده شدی واسه رفتن به جشن و وقتی بهت گفتم قراربود بریم اتلیه حتی به رو خودت نیاوردیانگار نه انگار [ شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ] [ 13:8 ] [ مریم ] [ ]
22/2/98
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:10
خيلي وقته ننوشتم نوشته ها ميموننخوب بد خاطره هاتو یادت میارن الان داشتم چند تا از پست های اردیبهشت پارسالو میخوندم انگار تو اون صحنه بودم نوشتن خوبه ادم خوبی و بدی های دیگرونو یادش میمونه نوشتن نوشتن نوشتن
دخترکم
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:10
آیناز بانو چند ماهه تو وجودمه چند ماهه حس کردی من گریه میکنم میخندم افسرده ام شادم همدم تنهایی های مامانت بودی تو وجودم وجود داری و ناراحتم که با کارام باعث ناراحتی تو شدم بعضی وقتا خیلی دیر اومدم اینجا خیلی دیر دارم مینویسم کاش از روز اولی ک فهمیدم
960214
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:59
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
960228
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:59
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
960231
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:59
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
960415
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:59
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
960425
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:59
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
950526
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:59
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
960710
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:59
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
950811
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
سلام اوس کریم در تدارکا ت عروسی هستیم با عشق جان تاریخ ازدواجمون شده 9/17 یعنی چهارمین ماهگرد یکی شدنمون تالار ولباس عروس فعلا اوکی شده خونه هم اوکیه جهازم تقریبا اوکیه خخخخ کلا همه چی فعلا رو رواله دوست دارم عروسیم به یاد موندنی بشه خوب برگزار بشه اونقدر عالی وخوب ودر حد شان ومنزلت من ک هیچکی نتونه...
9698
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
حال روحم خوب نیس نمیدونم چی میخوام چی کار میکنم حال جسمم بدتره خسته ام نیاز دارم چندروزی فقط وفقط وفقط بخوابم اونقدر بخوابم ک نخوام بخوابم حوصلم نمیدونم کجا رفته الان باید تو بهترین روزهای زندگیم باشم ذوق کنم واسه سرویس صورتی رنگ آشپز خونه ک با ذوق خریدمش با ذوق در جعبه رو باز میکنم باذوق میچینم اما...
961005
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
روزها به خوبی داره سپری میشه از این ک صبح ها وقتی بیدار میشم و اولین چیزی ک چشمام میتونه ببینه حمیدمه خوشحالم از این ک برای خوشبخت بودن من داره تمام تلاششو میکنه ازش ممنونم از این همه مهربونی وتحملش در مقابل رفتارهای من ازش ممنونم میتونم بگم حمید واسه من یه آدم خاصه یه آدم تک از این ک دارمش خیلی خوش...